رضا دانشمیر فارغ التحصیل معماری در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت است.وی در سال ۸۰ با اثر گالری آو؛ تبدیل یک استخر بدون استفاده به یک گالری هنری و کسب رتبه چهارم اولین دوره جایزه بزرگ معمار ، به شهرتی نسبی دست یافت.دانشمیر در سال۸۳ در رقابت مجموعه مسکونی شهید عراقی با کسب رتبه دوم بار دیگر قابلیت های معمارانه خود را به رخ کشید.خانه دو پوسته در لواسان در جایزه معمار ۸۳ نیز شرکت داده شد وحائز رتبه پنجم گردید. وی در هفتمین دوره جایزه معمار نیز با طرح ساختمان پل رومی در تهران رتبه چهارم را از آن خود کرد.
او یکی از معماران پیشتاز و ارزندهی نسل جدید ایران است که در ده سال سابقهی کار مستقل معماری، انسجام حرفهای در خور تحسین از خود نشان داده است. طی این مدت و حتی قبل از آن، دانشمیر همکاری با معماران برجسته ایران از جمله بهرام شیردل را داشته است. دانشمیر از آن دسته معمارانی است که وقایع روز معماری جهان را به دقت رصد میکند. او معماری مطلع، برخوردار از دانش حرفهای وعمومی بسیاربالایی ست که با دقت و وسواس خاصی کلیهی آداب و رفتار حرفهای خود را برنامه ریزی میکند. رضا دانشمیر که پیش زمینه ایی در موسیقی و نقاشی نیز دارد گرایش هنری و حساسیت زیبایی شناسی خاصی را تعقیب می کند، همین امر او را از دیگر معمارانی که مسیر مشابهای در معماری طی میکنند، متمایز کرده است
معماری از منظر او ان گونه که خودش می گوید” دو جنبه دارد؛ یکی بحث درونی و دیگری بحث بیرونی . سرپناه به بحث بیرونی مربوط می شود ؛ یعنی پاسخ به نیاز و اگر از این دید بخواهیم نگاه کنیم ، بله صحیح است ؛ معماری باید نیازی را برطرف کند . اما به نظر من خانه یک موضوع آزمایشگاهی است، در بحث درونی معماری، تقریبا از رنسانس به این طرف ، پروژه هایی که کار می شود، مسئله آنها فقط سرپناه نیست. در واقع معماری مستمسک است؛ می خواهد جایگاه انسان را در جهان توصیف کند و خانه دستاویزی است که کارفرماهای آن خیلی بیشتر از پروژه های دیگر است . کارفرما مردم هستند ، این مردم خانه می خواهند . خانه پروژه کوچکی است که معماران بر اساس شرایط فکریشان می توانند تجربه کنند . . . نوع نگاه به معماری و کارکرد آن در جوامع معاصر نظریات متفاوتی را در قالب خانه آزمایش می کند.”
اگر بخواهیم به وجوه پایه ایی نگاه دانشمیر به معماری دقت کنیم باید گفت مبنای معماری دانشمیر فرم و فضا است. روش طراحی معماری وچگونگی ایجاد فضا، دغدغهی اصلی اوست. او بر این باور است که در حقیقت هنر معماری کار با هوا و فضاست، اما مساله این است که چطور میتوان با فضای خالی اطراف، تعامل داشت و به آفرینش اثر همت گمارد. مهمترین نکته برای این منظور طرز حرکت انسان در فضا و بررسی آن است که بر پایه آن، طرح حرکات انجام میشود و در پایان، پدیده هنری، مورد درک و فهم کامل قرار میگیرد. هنرمند نیز برای خلق اثر هنری، به مرور زمان، مواد خام و لازم را پیدا میکند و در چیدمانی سلیقهای و متفکرانه به ادراکی صحیح از روند تشکیل اثر دست مییابد.
به گمان برخی دانشمیر از معماران نسل پست مدرن است که از معماری ترکیبی فاصله گرفته ،آثار او نه تنها به لحاظ فرم نهایی بلکه به لحاظ شیوهی خلق فرم نیز با آثار نسل گذشته متفاوتاند وی در یکی از سخنرانی های خود این روند را اینگونه بیان کرد : “ایده اولیه فرم نیست بلکه نطفه ایست که هنوز شکل آن مشخص نشده است. همراه این نطفه اولیه که گاه دو مکعب؛ پروژه مجموعه ی سینمایی پارک ملت، گاه سطوح مستطیل شکل روی هم قرار گرفته؛ مجموعه ی چند منظوره ی اصفهان؛ و گاه یک مکعب مستطیل تجزیه شده به قطعات کوچکتر؛ مجموعه ی سارا و نواب در مشهد است، فرایندی تعریف می شود که طبق آن نطفهی اولیه تغییر شکل یافته تجدید یا ترکیب میشود. در این مسیر است که طراح فرم خود را کشف میکند . کار طراحی بیش از اختراع به کشف میماند در حالیکه معماری ترکیبی نزدیکی بیشتری با مفهوم اختراع دارد” .
دانشمیر برخلاف معماران نسل گذشته پلان، مقطع و نما طراحی نمی کند، در اثار او این ها از طراحی حجمی بنا حاصل می شوند، طرحهای دانشمیر به لحاظ موضوع معمارانه و روش برخورد با مسئله طراحی به چند دسته تقسیم می شوند که خود او آن ها را به بافت، شمش، توده و حلقه تقسیم بندی می کند این پروژهها از مقایس کوچک گالری آو تا مقیاس بزرگ؛ مرکز تجارت خلیج فارس ومرکز تجاری آتی سنتر را در بر می گیرد طرح و زیبایی شناسی متفاوت این پروژه ها که بسیار متناسب به شرایط کمی و کیفی هر یک از آنها اتخاذ شده اند حاکی از تسلط معمار بر مسئلهی بسیار دشوار ارتباط فرم با مقیاس هستند.
پروژه های دانشمیر در عین شخصی بودن پاسخی به نیاز نسل جدید ایران نیز می باشند، تمامی ان ها سعی دارند هویت و نقش جهانی خود را در عرصهی فرهنگ و هنر مشخص کنند. کارهای او از بابت پاسخگویی به نیازهای مستقل پروژه و نقش در پیشبرد فرهنگ معماری معاصر ایران قابل بررسی هستند با مقدمه فوق آنچه در آثار رضا دانشمیر می توان یافت از یک سو تلاشی است پیگیر برای ادراک موقعیت نیروهای مؤثر در بستر فیزیکی بنا و سازمان دهی فضایی عناصر دیگر به صورتی که تا حد امکان منجر به گشایش محیط و بر قراری ارتباط میان بیرون و درون شوند؛ چالشی در طراحی فضای ساخته شده و نشده به صورت توأمان ، یک بازی بدون توپ .
شاید بتوان با آنالیز کردن پروژ پردیس سینمایی پارک ملت که از آثار برجسته وی محسوب می شود تا اندازه ایی بتوان این تعمال بافتاری و حرکت بیم بودن و نبودن کالبدی را ره گیری نموده؛ این پروژه در منطقه سه شهرداری تهران در زمینی به مساحت شش هزار متر مربع درجنوب غربی پارک احداث گردیده است. همچنان که از شواهد امر پیداست دانشمیر سعی بر ایجاد تحولی در معماری معاصر و همت بر ساخت یک پروژه کاربردی و در عین حال مطابق با معماری امروز جهان داشته است. در راستای رسیدن به این اهداف نیز به ایجاد یک فرم مدرن با استفاده از مصالح مدرن پرداخته است حرکت فضایی درون ساختمان جریان پنهان و و آشکار شدن فضا ها را در امتداد حرکت رامپ ها و کلیدورها به دنبال دارد که با ایجاد کشش در شناخت فضا منجر به یک دیالُگ فضایی با بافت پیرامون می شود.
از عناصر مهم در طراحی این مجموعه استفاده از خطوط نرم در فرم و منظر آن می باشد که به خوبی، مراجعین را به داخل مجموعه هدایت می نماید. یکی از جالب توجه ترین فضاهای آن نیز فضای ورودی است که به صورتی کاملاً تعریف شده در فاصله موجود بین فرم و زمین تعبیه شده است. وجود دو ورودی در دو سمت از گمراهی افراد برای ورود به مجموعه می کاهد.خود دانشمیر در مورد فرآیند خلق این وردی می گوید: “شانزده متر داخل زمین رفتیم و بررسی ها و اقدامات لازم صورت گرفت تا به ریشه درختان پارک صدمه وارد نشود و با در نظر گرفتن دو سالن نمایش در امتداد یکدیگر ایوان سر پوشیده ی بزرگی ایجاد گردید که دستاورد اصلی پروژه برای شهر و محل گفت و گو و تبادل نظر، اجرای مراسم و رویداد های متنوع فرهنگی و اجتماعی بود، تآثیر این استراتژی در سازماندهی فضایی عناصر پروژه منجر به ایجاد سه فضای باز و کشیده گردید فضای اول در زیر زمین مربوط به فعالیت های نمایشگاهی ، فضای دوم در همکف به ایوان سرپوشیده ی ورودی و فضای سوم در بالاترین سطح به رستوران و فود کورت مجموعه اختصاص پیدا کرده اند . این سه فضای باز افقی توسط دو فضای عمودی در دو سوی خود که شامل فضا های انتظار و خدماتی است به یکدیگر متصل می شوند.
ارتباط مجموعه شامل راهرو ها ، پله های برقی و آسانسور ها نیز از فرم سالن ها و این فضا های باز ناشی میگردند. کشیدگی و انحنای خاص فرم پروژه و وجود مقاطع متغیر عرضی ناشی از آن ، امکان طرح رمپ نرم و مواج را در طول پروژه و در جبهه ی شمالی مهیا گردانید بنابراین همانند پیاده روها، مسیرهای توپولوژیکی ایجاد نموده و مناظر بدیعی را در هنگام حرکت فراهم می آورد حس امنیت فضایی در درون این بنا مفهومی است در تضاد با مفهوم مدرن آن که به شکل باز و سرد در فضا اریه می شود و در اینجا فضا با وجود به کار گرفتن شیشه ، فلز و بتن در تقابل با سادگی یکسو نگرانه مدرن ، با لحنی جادویی به تجربه گذاشته می شود، در نهایت فرم پروژه و عناصر موجود در درون آن خود را با شکل سایت هماهنگ کرده و به صورت یکپارچه ، همانند موجودی زنده که دارای اجزا یی مرتبط و منتج از یکدیگر است عمل می نماید.
جدا از تمامی تفاسیری که غالبا طراحان اثار بر طرح مطرح می سازند این پروژه البته با انتقادات بسیاری روبه رو شد، به غیر از انکه حجم پاپیونی ایی که هم در پلان و هم در مقطع متحرک است ذاتا با روح ایستای رسوخ کرده در این مُلک در تضاد بنیادین قرار دارد و از این نظر پروژه برای ضد فرهنگی شناخته شدن از سوی برخی بی نهایت پر پتانسیل می باشد، غالب انتقادات مطرح شده بر پروژه را می توان زیر عنوان هویت گرایی ملی دارای ارجاعات تاریخی صورت بندی نمود، هویت گرایی ملی ایی که بروز فرم را در مقام ارزش گذاری کاملا مِلک تِلق تاریخ گرایی بومی و زیبایی شناسی برامده از ان می داند، جدا از ان که دانشمیر توانسته باشد در این رویارویی رسانه ایی به این انتقادات پاسخ دهد کلی ترین هدفی که در این اثر پی گیری می نموده را عبور از ساخت صرف یک سینما می داند:”ما هدفمان تنها ساخت یک سینما نبود و می خواستیم پدیده ای به شهر اضافه کنیم پدیده ای که مردم را به فکر وا می دارد و چشم اندازهای جدیدی را برایشان مهیا می کند”، همین انگاره مقیاس به طوری که اثر از نظر مقیاسی دوگانه عمل کند و ضمن خارج نشدن از خود بتواند در مقیاس شهری نیز یک پاسخ مثبت و درست به وضعیت و مخاطب بدهد، می تواند ره یافتی چند وجهی تبیین نماید که خود او غالبا تحت عنوان ساختارزدایی پاسخ گو از ان یاد می کند؛ ساختارزدایی به علاوه ی درمقیاس خود عمل کردن بنا از بعد هنری، رعایت جزییات بدیع و خوشایند، چنین فضاهایی فضاهای زندگی هستند اما علاوه بر آن نیازهای عملکردی را نیز برآورده می سازند و به زندگی روزمره نیز ارج می گذارند و از این طریق در ناخودآگاه جمعی مخاطب اثر، که فاکتورهای مشابه و ثابتی در خصوص معماری و ساختمان وجود دارد، پاسخ مثبت می گیرد، از این منظر پردیس سینمایی ملت می تواند الگویی مناسب برای اشتی فرهنگی با فرم هایی بدیع و ناشناخته باشد.
منــــــــــــــــــابع : فصلنامه فنی مهندسی (معماری و شهر سازی)- شارستان- شماره ی۱۳-۱۴ فصلنامه فنی مهندسی (معماری و شهر سازی)- شارستان-شماره ی ۲۲-۲۳ روزنامه ی شرق-سال پنجم- شماره ی ۹۵۴
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


